شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 29
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
مضامينى از داستانهاى حماسى ماهرانه تلفيق گرديده است . سابقهء ورود داستانهاى عياران در داستانهاى حماسى بسيار قديم است و برخى از دانشمندان عصر پيدايش اين گروه را به دوران اشكانى باز بردهاند . نمونههايى از شگردهاى عيارى در شاهنامه نيز ديده مىشود كه حكايت از سابقهء دور و دراز شكلگيرى اين گروه اجتماعى دارد . هنگام بررسى برزونامهء كهن به اين موضوع خواهيم پرداخت . امّا وقايع برزونامهء جديد را قصههايى عوامپسند تشكيل مىدهد كه برگرد هستهء اصلى داستان ، كه عشقورزىها و پهلوانىهاى برزو است ، تنيده شده است . حتّى نام عدهاى از قهرمانان اين بخش مانند مهراس ، عقيلا ، قطران ، حورلقا ، . . . قهرمانان داستانهاى عاميانه را به ذهن متبادر مىكند و چنانكه گفته آمد ، مىنمايد كه اگرنه همه ، دستكم بخش عظيمى از حوادث اين قسمت از برزونامه ، داستانهاى عاميانهاى باشد كه وجه اشتراك آنها با داستانهاى حماسى فقط در اسامى برخى از قهرمانان آن است . داستانهاى اين بخش درست از آن سنخ داستانهايى است كه عطايى در بيتى دربارهء خود به آنها اشاره مىكند : كه با ديو و جادو بود كار او * ز افسانه گرم است بازار او امّا در بخش اوّل از ديو و جادو و افسانه خبرى نيست . 2 . تفاوتهاى آشكار در سبك و طرز بيان دو بخش . از كاربرد واژهها و بعضى ساختهاى زبانى كهن در بخش اوّل مىتوان دريافت كه اين بخش از بخش ديگر كه از واژههاى كهن خالى و درصد واژههاى تازى آن بالاست ، قديمتر است . براى نمونه در بخش اوّل كاربرد واژههايى چون ارغنده ، تازنان ، شميده ، كناغ ، هور ، يكتنه و . . . بر قدمت اين بخش دلالت دارد . حال آنكه در بخش دوم نه تنها از چنين واژهها خبرى نيست ، بلكه برعكس از به كار رفتن فراوان واژههاى عربى مانند كرامت ، غيرت ، نصيحت ، صياد ، تغيّر ، ساحر ، طفيلى ، موقوف ، تسلّى و . . . و برخى تركيبات عربى مانند مع القصه ، كه در متنهاى پيش از مغول بىسابقه